نیاز به ارتباط

 

ما انسان ها همیشه به ارتباط نیاز داشتیم و هیچ بحثی توش نیست. ارتباط یکی از مهم ترین فعالیت هایی که انسان میتونه انجام بده. این ارتباط برای بشر پیچیده ست و ساده نیست.

تغییرات چشمگیری توی فناوری های ارتباطی (رسانه،) بوجود آمد. ارتباط می تونه مبادله، مکالمات و ارتباط دسته جمعی باشد. علائم ارتباطی حدودا 30 هزار سال ایجاد شدند. بخاطر ضعف گفتار، صورت های جدید ارتباطی بوجود آمدند. همه این ارتباط ها بر اساس مفهوم اصلی نشانه ها بود.

نقاشی توی غار قدیمی ترین نماد و شکلی بود که هدفش ارتباط بود. قدیمی ترین نقاشی غار به 30 هزار سال قبل از میلاد بر میگرده. این نقاشی ها شامل اطلاعات زیادی بود. ارتباط با زبان شروع میشه، توانایی جامعه بشری رو تکمیل کرد. با زبان، هر پیام،  فرقی نمی کنه که چقدر پیچیده باشه، بین افراد حتی در مسافت های دور انتقال داده میشه.

 

تجربیات شخصی از یادگیری تا تدریس

امروزه افراد زیادی شب و روز توی اینترنت به دنبال منابع و شیوه های یادگیری زبان هستند اما شاید درصد زیادی از این افراد تلاش شون بی نتیجه بمونه. علتش اینه که سر در گم میشوند و نمی دونند باید به حرف چه کسی گوش کنند. درصد دیگه ای از افراد کتاب های زبان زیادی رو خریداری می کنند و خودشون به تنهایی اقدام به یاگیری می کنند، اما متاسفانه به دلیل عدم تلاش کافی و یا انتخاب مسیر(راه) اشتباه  به نتیجه ای نمی رسند.

این سایت شامل تمامی تجربیات شخصی بنده ست که پیش از آغاز تدریس بدست آوردم. امیدوارم برای شما عزیزان هم مفید واقع بشه.سعی شده تمامی شیوه ها وراه هایی که خودم بوجود آوردم و بکارگرفتم رو بطور دقیق براتون توضیح بدهم تا بتونید با بکارگیری اونها به نتیجه ی دلخواه تون دست پیدا کنید.

کارمند، شغل آزاد، تاجر، فرد بیکار، دانشجو….

جزء هر یک از افراد بالا که باشید با یک برنامه ریزی منظم و دقیق  می تونید به نتیجه برسید .

تمرین تون میتونه یک ساعت صبح و یک ساعت شب باشه… اینکه در روز چقدر مطالعه داشته باشید به زمان آزاد خودتون بستگی داره .ولی سعی کنید مطالعه و تمرین باید مداوم و هرروز باشه. اینطور نباشه که یک روز 5 ساعت پشت سر هم تمرین کنید  و یک روز اصلا نخونید…

یکی از شکایت های رایج زبان آموزان اینه که کسی نیست باهاش انگلیسی صحبت کنم… (برای حل این مشکل به بخش شکست کمرویی سایت مراجعه کنید)

اگرچه رشته دانشگاهی بنده توی دانشگاه مترجمی زبان انگلیسی بوده اما حتی دانشگاه هم توی تقویت مکامله کمک چندانی نکرد.. پس نمیشه گفت برای یادگیری زبان حتما باید رشته تحصیلی تون مرتبط به زبان انگلیسی باشه…توی دانشگاه کسی به فکر کسی نیست و برای پیشرفت باید خودتون همت کنید.

اگر از اون دسته افرادی هستید که تمایلی به حضور در کلاس های زبان ندارید باید بهتون بگم که بطور خودآموز هم میشه زبانو یاد گرفت…یادگیری زبان بدون مدرس هم امکان پذیره.. نکته مهمتر اینه که سال های گذشته یادگیری زبان خیلی سخت تر بود. الان همه چیز در دسترسه. اینترنت خیلی کارها رو آسون کرده. پس باید نهایت استفاده رو ببرید.

بنده در ابتدای یادگیری مثل تمامی افراد مبتدی  هیچ گونه دانش و تجربه ای نداشتم و مهم تر اینکه ازهیچ استاد و یا شخص خاصی کمک نگرفتم. از” ابتدا-صفر” شروع کردم  وازاونجائیکه یادگیری زبان دوم به صورت خودآموز کار آسانی نیست در حین یادگیری با مشکلات زیادی مواجه شدم. اولش بخاطر کمروئی و استرس نمی تونستم حرفها مو بیان کنم.ولی بخاطر علاقه زیاد و مطالعه زیاد تونستم درطول سه سال به نتیجه دلخواه دست پیدا کنم.ممکنه فکر کنید سه سال زمان زیادیه … قرار نیست شما زبان رو طی 3 سال یاد بگیرید، بلکه فقط باید تجربیاتی که من در طول 3 سال بدست آوردم رو دنبال کنید و اون ها رو اجراکنید. مطمئنا افراد با بکارگیری تجربیات دیگران سریع تر به نتیجه دلخواهشون میرسند تا اینکه خودشون مجبور باشند روش هایی رو ایجاد کنند و بعد اون روش ها رو دنبال کنند….پس بهتره  به جای اینکه خودتون شیوه های مختلف روچندین بار به اشتباه بکار بگیرید از یک روش استفاده کنید. با کمک مطالب و منابع این سایت و البته بکارگیری صحیح اونها  طبیعتا طی چند ماه خواهید تونست به نتیجه ی مطلوب برسید.

این عبارت افسانه نیست و ریشه در تجربۀ شخصی داره.من از 19 تا 21 سالگی تلاش کردم.پس از اینکه اونها رو با موفقیت بکار گرفتم ازسال1387 یعنی از سن 22 سالگی تدریس به صورت خصوصی رو کم کم شروع کردم و درحال حاضر به تدریس و ترجمه این زبان مشغولم.

درابتدا تاکید میکنم ازهرروشی استفاده کنید اگر تلاش و تمرین نداشته باشید به نتیجه دلخواهتون نمی رسید. این تضمین رو به شما بازدیدکننده عزیز می دهم که با بکارگیری صحیح مطالب و منابع این سایت  به نتیجه ی دلخواهتون برسید.

هرقدرهم دغدغه ذهنی داشته باشید ویا دریادگیری مشکل داشته باشید، باز هم می تونید از پس یادگیری بر بیاید.”

توصیه می کنیم تا زمانیکه  تمامی مطالب این سایتو مطالعه نکردید اقدام به یادگیری نکنید .

افراد زیادی هستند که سال هاست به کلاس زبان میرند ولی بخاطر تنبلی خودشون به نتیجه ای نمیرسند و سرانجام دلسرد میشوند و بدتر از اون از زبان متنفر میشوند.الان هم تصور کنید بچه ای هستید که داره زبان یاد می گیره. منتها این دفعه فرقش اینه که این بار زبان فارسی نیست …انگلیسیه….اهمیتی به حرف دیگران ندید. یک تلاش همه جانبه بگذارید..انگلیسی رو باید با لذت یاد گرفت نه به  اجبار. اولین مشکل اینه که همه دوست دارن یک شبه و بدون زحمت زبان یاد بگیرند.. این یک شبه یاد گرفتن توی رویا هم امکان پذیر نیست چه برسه به واقعیت.

وقت طلاست!!

شاید این جمله کلیشه ای رو بارها شنیده باشید. اما واقعا یعنی چی؟

می خواهیم جمله “وقت طلاست”رو برای “یادگیری زبان” بکار بگیریم.

وقت طلاست یعنی همه بطور مساوی 24 ساعت در شبانه روز وقت داریم. بعضی ها از این وقت استفاده می کنند و به خواسته هاشون می رسند. بعضی ها هم این طلا (وقت) رو هدر می دهند. وقتی استارت یادگیری رو زدید، وقتهای آزادتون رو به زبان اختصاص بدین.. فرقی نمی کنه میتونه حین خوردن صبحانه باشه یا حین پیاده روی… فایل های صوتی رو میشه توی همچین موقعیت هایی گوش کرد و بهره برد…وقت طلاست یعنی اگر روزی استارت یادگیری رو زدید، از تمامی وقت آزادتون برای یادگیری بهره ببرید و وقت تون هدر ندید.یک تلاش همه جانبه….

فرق این طلا با طلاهای دیگه اینه که خامه و تا ازش استفاده ای نشه هیچ ارزشی نداره.  درست مثل فردی که توی بیابون بی آب و علف گم شده… هرچقدر پول همراهش باشه این پول نمیتونه بهش کمک کنه و براش هیچ ارزشی نداره…

پس سعی کنید از این طلا (وقت ) برای یادگیری و تمرین زبان تون بیشترین استفاده رو ببرید.

سه عامل مهم برای موفقیت

سه عامل که باعث موفقیت میشه اول تعیین هدف،دوم اراده و سوم تمرین

  • هدف؟ هدف تون از یادگیری چیه؟ می خواهید با زبان چیکار کنید؟

تا هدف مشخص نباشه مثل راننده ای هستید که بی هدف داره رانندگی میکنه و مطمئنا هیچ وقت به مقصد نمی رسه..در واقع اصلا مقصدی نداره که بخواد بهش برسه.حالا چطور باید هدف رو تعیین کنیم. یعنی از خودتون بپرسید برای چه کاری می خواهید زبانو یاد بگیرید؟ هدف تون کار با اینترنته یا یادگیری مهارت ترجمه، یا شاید هم صرفا مکالمه….

برای تعیین هدف به بخش  چرا زبان انگلیسی مراجعه کنید.

  • میریم سراغ فاکتوراراده. اراده یعنی اگر هفته ای دو روز کلاس زبان میرید. اگر یه روز برف اومد اون برف مانع شما نشه و شما رو تنبل نکنه “امروز هوا سرده پس نمیرم کلاس“.

 اراده یعنی اگر برنامه ریزی کردین توی فلان ساعت زبان بخونید  یکدفعه مهمون سر زده اومد خونه تون از مهمون عذر خواهی کنید و بگید” الان کار دارم، درس دارم”. نه اینکه با خوشحالی کتابو بندازید یه گوشه.. با این کار فقط خودتون گول زدید…..

 اراده  یعنی کاری رو که شروع کردید و وسط راه مانعی اومد جلوتون  به اون مانع بگید “نه” و اون پس بزنید..این میشه اراده….

اراده یعنی اگه شکست خوردین( اگر یاد نگرفتین) دوباره بلند شید و به تلاشتون ادامه بدین…

فراموش نکنید شکست خوردن توی یادگیری کاملا طبیعیه..قرار نیست همون بار اول مطلب رو یاد بگیرید.

  • عامل آخر تمرین. اگر دو فاکتور بالا رو داشته باشید اما این فاکتور(تمرین) رعایت نکنید بازهم تلاش تون بی فایده ست. تمرین کردن باید با تمرکز باشه.در واقع این بخش مهم ترین فاکتور یادگیریه. اگر توی این بخش کم کاری کنید، به نتیجه نمی رسید.

اما پیش از هر چیزی باید دو تا موارد زیرو در نظر بگیرید:

  • علاقه به یادگیری
  • داشتن زمان کافی برای تمرین

“علاقه به یادگیری”

علاقه به یادگیری به این معنا نیست که بعد از 3 ماه یادگیری، تمرین هامون قطع کنید. علاقه یعنی واقعا به یادگیری زبان علاقه داشته باشید. خواندن اجباری فرد رو دلسرد و خسته می کنه..

لذتی که توی صحبت به زبانی غیر از زبان مادری وجود داره خارق العاده ست. شاید از خیلی ها شنیده باشید که می گویند” کاش برگردیم به دوران کودکی“. توی همون دوران خوش کودکی زبان مادری مون یاد گرفتیم. توی هر رده سنی که هستید شروع به یادگیری کنید همون حس دوران کودکی به سراغ تون میاد که فوق العاده ست.

لذت زبان انگلیسی

با لذت بخونید. نتیجه اش خیلی شیرینه. وقتی می بینید می تونید به زبانی غیر از زبان مادریتون صحبت کنید اون موقع است که حس فوق العاده ای خواهید داشت. قرار نیست ریاضی یا شیمی یاد بگیرید. بعد از یه مدت می تونید با اعتماد به نفس به همه بگید که توانایی صحبت به زبان دیگه رو هم دارید.

شما مجبور نیستید روش هایی رو که فرد دیگه ای انجام میده رو انجام بدهید.کاری رو انجام بدین که جواب میده. هر کاری که احساس می کنید طی یادگیری براتون لذت بخشه رو انجام بدین. اون وقت هست که می بینید چقدر برای یادگیری بیشتر وقت می گذارید .مجبور نیستید زبان رو به روشی سخت و طوریکه ازش متنفرهستید یاد بگیرید وقت هایی که بی حوصله یا خسته هستید سراغ یادگیری نرید. به سادگی چیزهایی رو مطالعه کنید که دوست دارید، با روشی که خودتون می خواهید مطالب بخونید تا بتونید از یادگیری لذت ببرید.  مطالبی رو بخونید که شما رو علاقه مند میکنه. هر طوری که راحت تر هستید مطالعه کنید. خارج ازچهارچوب (مرز) فکر کنید.

فراموش نکنید که:

  • وقتی می تونید به بیش از یک زبان صحبت کنید، اعتماد به نفس بیشتری دارید.
  • یادگیری زبان توی تقویت حافظه تون نقش داره.
  • در سفر های خارج از کشور می تونید برای خودتون دوست های بین المللی پیدا کنید.

سه مورد بالا تنها سه دلیل ساده برای یادگیری بود، اگر موارد بالا شما رو توجیه نکرد  به بخش سایت چرا زبان انگلیسی مراجعه کنید تا بدونید که چرا باید توی این عصر زبان یادگرفت.

 وقتی شروع به صحبت می کنید لذت وصف ناپذیری بهتون دست میده که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. پس به جای روزهای سخت یادگیری به  روزی که می تونید صحبت کنید فکر کنید.

نفرت از زبان

از زبان نفرت دارید؟ بگذارید برگردیم به عقب. ببینید منبع این نفرت از کجاست؟ چه چیزی و یا چه کسی باعث ایجاد تنفر در شما شد؟

باید ریشه این نفرت رو پیدا کنید..

سیستم آموزشی، مدرس، کتاب،…

قطعا میگید زمانیکه مدرسه می رفتم مدرس مون بد رفتاری می کرد یا خوب درس نمی داد…یا شاید هم نمره پایین گرفتید و مدرس تون اون زمان شما رو جلوی همکلاسی هاتون مسخره کرد. یا شاید هم کتاب های آموزشی استاندارد نبوده…شاید هم توی مدرسه زبان خیلی سخت بود و اغلب زبان قبول نمی شدین. درس ها بیشتر روی کارهای کسل کننده مثل حفظ قوانین گرامری متمرکز بود .

قطعا یکی از موارد بالا توی ایجاد نفرت در شما نقش داشته:

هر یک از شرایط بالا که بوده باشه…. باید از نو شروع کرد. اگر دوره مدرسه خوب با شما کار نشده، یا حالا هر چیز دیگه… دلیل نمیشه دیگه هیچ وقت زبان یاد نگیرید. فراموش نکنید الان با 15 سال پیش که روزی نفرت از یادگیری زبان در شما ایجاد شد خیلی فرق داره. این بار با روش جدید، کتاب های جدید شروع خواهید کرد.

اگر نفرت در شما ایجاد شد، شما مقصر نبودین. بخاطر موارد بالا بوده که ذکر شد.

اون زمان منابع بسیار محدودی در دسترس بودند.  اگر از پس موارد بالابر میاید پس معطل نکنید.

“داشتن زمان کافی ” ..اگر واقعا توی منزل وقتی برای تمرین کردن ندارید و نیاز دارید در کمترین زمان ممکنه زبان رو یاد بگیرید باید از کلاستون بیشترین بهره رو ببرید. چون تدریس مدرس و تمرین زبان آموز تاحدی مکمل هم هستند. اگر فرصت کافی ندارید سعی کنید زمان هایی که فکرتون مشغول نیست (خوردن ناهار، صبحونه، حین رانندگی، و….) به سی دی کتاب تون گوش کنید. اگر ماشین ندارین هندزفری بذارید و گوش کنید.

زبان و باشگاه بدنسازی

اگر از اون دسته بازدیدکنندگانی  هستین که قبلا به باشگاه بدن سازی رفته شاید این بخشو راحت تر درک کنید. توی باشگاه هر کی از راه میرسه میگه ” فلان حرکت اشتباست..اون حرکتو نزن. اینطوری بزن…نباید اونطوری بزنی….”

حالا باشگاه رو با زبان مقایسه می کنیم..داری زبان می خونی یکی از راه می رسه:

“این کتاب خوب نیست. این روش خوب نیست.. اون موسسه خوب نیست..” یک کتاب جدید و یا یک روش جدید معرفی می کنه و اینطوری شما رو سر در گم می کنه… حالا توی این موقعیت باید چیکار کرد؟

 ساده ست…تنها کاری که باید کنید گوش نکردن به حرف دیگرانه….

 زرنگ باشید.. از یک مدرس….یک روش…..استفاده کنید.

وقتی استارت زدید، دیگه توی اینترنت و جاهای دیگه دنبال شیوه یادگیری یا منابع جدید نباشید…دیگه اهمیتی به حرفهای دیگران ندید.. به بیراهه نرید.. یک مسیرو دنبال کنید و تا ته مسیرو برید.بزودی زود به نتیجه خواهید رسید..

فراموش نکنید هر مدرسی(مربی) روش و تجربه خاص خودشو داره.. خیلی از مدرسین به روش همکاراشون اعتقادی ندارند و معتقدند فقط روش خودشون درسته..

نهال زبان شما

فرض کنید باغبانی هستید که میخواهید یک نهالی رو بکارید و اون پرورش بدین. این نهال در واقع زبان که شما میخواهید یاد بگیرید..

با کاشتن اون نهال در واقع استارت یادگیری رو زدید.

برای کاشتن یک نهال به موارد زیر نیاز داریم:

زمین مناسب، نور آفتاب، آب، رسیدگی و مراقبت

و اما موارد مورد نیاز برای یادگیری زبان:

5 فاکتور مهم: هدف، اراده، تمرین، علاقه و زمان کافی که هر کدوم در قسمت های بالا توضیح داده شد.

*بعد از بررسی شرایط، می تونیم برای کاشت نهال مون اقدام کنیم. ( بعد از اینکه شرایط یادگیری مون رو سنجیدیم حالا می تونیم برای شروع یادگیری دست بکار بشیم)

*بعد از اینکه نهال مون رو کاشتیم باید به نهال مون برسیم (بعد از گذشت مدتی از شروع یادگیری، می تونیم واژه های جدید یاد بگیریم و جمله سازی مون رو گسترش بدیم)

*این نهال کم کم رشد می کنه (زبان انگلیسی مون با تمرین و تکرار کم کم تقویت میشه و پیشرفته میکنه )

*اگر به نهال مون نرسیم نهال ممکنه خشک بشه ..ممکنه خراب بشه..( اگر تمرین کافی نداشته باشیم، زبان مون پسرفت می کنه )

*نهال تون رو بارور کنید  (با هر فرمول گرامر چند صد جمله بسازید.. به یک یا دو جمله اکتفا نکنید. گرامر(دستور زبان)  هم با جمله سازی کم خیلی راحت فراموش میشه. درست مثل لغت. برای همین شدیدا توصیه می کنم به جای اینکه با هر فرمول 3 تا جمله بسازید چندین جمله بسازید..اونقدر که ذهن تون دیگه بطور خودکار بکار بیفته)

*یک دونه نهال بکارید نه ده تا ( کیفیت بهتر از کمیته، از هر یک صفحه کلی مطلب یاد بگیرید و زود به فکر صفحه بعدی نباشید)

 (یعنی یک مسیر رو دنبال کنید. تا تمرزکزبشه.. به بیراهه نرید، تا سریع تر به نتیجه برسید)

*سم زدایی کنید. (لغات غیر ضروری یاد نگیرید. بریزیدشون دور. جملات کاربردی یاد بگیرید که فردا به درد تون بخوره)

*بعد از یه مدت که رشد کرد، باید اون هرس کنیم ( باید کم کم به لهجه مون هم برسیم و فقط هدفمون صحب کردن نباشه)..

*این درخت یک شبه رشد نمی کنه.  باید به این درخت رسید.( یک شبه نمیشه توی زبان پیشرفت کرد. پس صبور باشید)

پس مراقب نهال تون باشید.

سخت بگیریم یا سخت نگیریم؟

بعضی ها بر این باورند” هدف فقط بایدصحبت باشه ..مهم نیست لهجه اشتباه باشه… به لهجه و تلفظ کلمات اهمیت ندید

 ولی من شخصا مخالفم و معتقدم بهتره که سعی کنید از همون اول خودتون رو به به درست یادگیری عادت بدید. وقتی به خودتون میاید متوجه می شید چقدر لهجه تون زیبا شده.. انگلیسی با لهجه اشتباه رو تقریبا همه می تونند ..

راه حل: بعد از اینکه جمله تون رو با خیال راحت تمرین کردید و کمی سلیس و روان شدید حالا می تونید روی لهجه(تلفظ درست کلمه) و گرامر تون ( شکل درست و ترتیب جملات) تمرکز کنید. و این بار دقیق تر و درست تر بگید. نیازی نیست همون بار اول دنبال راه دقیق باشید. درست زمان کودکی که بار اول که جمله ای رو می گفتیم نه ترتیب جملات مون درست بود و نه تلفظ مون.

اگرخیلی سخت بگیرید و مدام به فکر گرامر و ترس از ساخت جملات اشتباه باشید، این  خیلی سرعت پیشرفت تون رو کم می کنه…

سخت نگیرید….

ولی حواس تون باشه هیچ وقت به اشتباه یادگیری خودتون رو عادت ندید. چون ترک عادت خیلی سخته و یادگیری شکل صحیح اش بسیار زمان بر میشه.

امپول

طرز فکر اشتباهی که توی یادگیری زبان توی ایران وجود داره اینه که زبان آموزها به مدرس زبان شون به چشم یک پرستاری نگاه می کنند که با یک آمپول (یادگیری یک شبه) باید زبانو بهشون یاد بده.. یادگیری زبان دوم مثل تزریق آمپول نیست که یک شبه همه چی رو یاد بگیریم..

باید وقت گذاشت

تمرین کرد

 زحمت کشید

 تلاش کرد

 اشتباه کرد

 تا کم کم زمینه برای پیشرفت فراهم بشه. بدون اشتباه  پیشرفتی صورت نمی گیره.. اشتباه توی یادگیری نردبانیه برای پیشرفت. بدون نردبان (اشتباه) نمیشه بالا رفت.

همه توانایی هایی که هم اکنون در اختیار داریم با تمرین بدست آمده“… پس دنبال معجزه نباشید.. این خودتون هستید که باعث میشید توی یادگیری زبان پیشرفت کنید.

به فکر تهیه یک نردبان باشید… اگر از نردبان افتادید پایین(شکست خوردید)، ایرادی نداره. دوباره شروع کنید. از اول شروع کنید.

حتما یادتونه بچه که بودیم یک کلمه رو باااااااااارها تکرار می کردیم تا اینکه بعد از چند وقت،آخرسر درستشو می گفتیم..توی ساختن جمله هم کلی مشکل داشتیم…مهم تر از اون تلفظ کلماتو همیشه اشتباه می گفتیم…

خیلی انتظار زیادیه که توقع داشته باشیم بدون اشتباه کردن جمله ها رو یاد بگیریم…مگه دوران کودکی اشتباه نمی کردیم…؟